خورشاه بن قباد الحسينى
مقدمه 17
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
الحسينى المدنى الوحادى كه به تقبيل قوايم سرير خلافت مصير و حاشيهء بساط جلالت مناط مستعد و سرافراز گشت صورت ارادت و اعتقاد و كيفيّت اخلاص و اتّحاد آن سيادت و نقابت دستگاه را كماهى بر مراياى ضمير منير سعادت تصوير كه مورد اسرار غيب و مهبط انوار لاريبيست مرتسم و منقش گردانيد موجب تضاعف مواد التفات و تلطف شاهى دربارهء او شد سيادت و معارف پناه مومى اليه بايد كه به اقتباس پرتو مصباح و عواطف شاهانه و استفاضه انوار مشكوة عوارض پادشاهانه كه هادى طريق سعادتمندان و رفيع صراط مستقيم بلندان مخصوص بوده به مؤدّاى « حبّ الوطن من الايمان » « 1 » احرام حريم كعبهء درگاه گيتى پناه كه مطاف كرّوبيان ملأ اعلى و قدّوسيان عالم بالا و منعوت به نعت « وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً » « 2 » است بسته جمال اين عزيمت را در حجاب تراخى و نقاب توقف محجوب و مستور ندارد و اگر احيانا نسبت عوائق ايام كه عائق مراد و مرام انام است چهرهء اين داعيه را در پردهء تعويق ماند يكى از اخلاف حميدة الاطلاق خود را به حيازت اين سعادت عظمى و ادراكى اين عطيه كبرى فرستد كه به درگاه جهان پناه در مسلك سعادتمندان « كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ » « 3 » ، بوده همواره اقتباس انوار كمال از هر عاطفت بىزوال نموده از مراحم بىغايت خاقانى و مكارم بىنهايت سلطانى كه قاطبهء انام و كافهء خواص و عوام را كافل و شامل است محفوظ و به انظار كيميا آثار منظور و ملحوظ گردد . چه بنابر وفور مساعى جميلهء آن سيادت پناه در اعلاء اعلام دين مبين و ترويج احكام شريعت حضرت خير النبيّين عليه الصلاة و السلام و انتشار مذهب حق اماميه در آن صوب و ظهور آثار اخلاص و بروز قواعد اختصاص او بدين درگاه سلاطين پناه توجّه خاطر دريا مقاطر دربارهء آن سيادت و نقابت دستگاه زياده از حد و حصر است « لا يحتاج الصباح الى المصباح » « 4 » و آن افاضت پناه را از زمرهء معتقدان به اخلاص
--> ( 1 ) . سفينة البحار ، ج 2 ، ص 668 ، به نقل از احاديث و قصص مثنوى ، ص 323 . ( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 97 . ( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 110 . ( 4 ) . در علم اليقين فى اصول الدين ص 31 به صورت ، لقد اغنى الصباح عن المصباح ، آمده است .